عبد الجليل قزوينى رازى

19

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و الحمد للّه على هذه النّعمة الجسيمة و المنّة الرّفيعة . و امّا آنچه گفته است كه : « رافضى را عادت باشد كه چون مذهب وى فرا روى وى دارى انكار كند و تقيّه روا دارد » به حساب كورتر است « 1 » كه اين طايفه را در بلاد اسلام و شهرهاى معظم هزاران كراسى و منابر و مدارس و مساجد است كه درو تقرير مذهب كنند به ظاهر بحضور ترك و تازى ، و نوبتهاى عقود مجالس « 2 » ايشان أظهر من الشّمس است . و آنچه مذهب ايشان باشد در اصول و فروع پوشيده ندارند در گفت « 3 » و كتب و فتوى ، امّا اگر دعاوى بدروغ كه خصمان ايشان بر ايشان كنند از شتم صحابه و وقيعت امّهات المؤمنين و مانند اين كه در مواضع اين كتاب ناقل تكرار كرده است لا بدّ از آن عذرى « 4 » كنند و بر آن انكار كنند ، و لعنت و عداوت شيعه بر اعداى على و فاطمه و أئمّهء معصومين باشد بىتقيّه و مداهنه ، و در معنى « 5 » تقيّه بوقت نزول مضرّت « 6 » روا دارند ، و موافق‌اند در اين معنى با ايشان همهء عقلا و همهء طوايف مسلمانان كه دفع مضرّت معلوم و مظنون از نفس واجب است هرگاه كه مدفوع به دون مدفوع له باشد و از اينجاست كه در عهد دولت محمّدى عمّار ياسر - رضي اللّه عنه - چون رسول عليه السّلام هجرت كرد از مكّه ، با غيبت رسول كفّار قريش او را بگرفتند و گفتند : خدا را و محمّد را دشنام ده و اگر نه ترا هلاك كنيم ، او آنچه درخواستند بگفت و خلاص يافت ، خبر بمدينه رسيد كه عمّار ببدى در حقّ خداى تعالى و رسول عليه السّلام زبان جنبانيده است بعضى از صحابه بر وى انكار مىكردند ، بارى تعالى آيت فرستاد كه بر عمّار هيچ غرامت نيست و بوقت دفع مضرّت تقيّه رواست آنجا كه گفت : مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ

--> ( 1 ) - ح س : « از حساب كوران است » . ( 2 ) - ع م ب ث : « مجلس » . ( 3 ) - يعنى گفته و گفتار مانند قول فردوسى : « درست اين سخن گفت پيغمبر است » . ( 4 ) - ح س : « عدول » ع هم « عدول » و هم « عذرى » ميتواند باشد زيرا بهر دو شباهت دارد پس بايد بمعنى تبرّى باشد نه بمعنى عدول لغوى . ( 5 ) - كذا و شايد « در معنى » اينجا بمعنى « در واقع » و « در حقيقت » به كار رفته است . ( 6 ) - ع ث ب : « مضيق » م : « بنفس » و گويا نسخهء آخر : « مضرت بنفس » بوده است .